تعدادی راهنمایی ها برای ساختن وبلاگ، روش استفاده از ضد فیتر و



اخبار و مطالب مهم:
[31 مرداد]: تايمز مالى: در تهران با امام زمان صبحانه می خورند
ایران پرس نیوز: روزنامه فایننشال تایمز (تایمز مالی) چاپ انگلستان طی مقاله ای به ترویج خرافات در ایران تحت حاکمیت آخوندها پرداخت و نوشت حسن روحانی دبیر سابق شورای عالی امنیت رژیم تهران اخیرا با اشاره به اظهارات احمدی نژاد در مورد امام زمان گفت برخی ... متن کامل

[31 مرداد]: دادستاني گرگان خبر داد: تیراندازی ماموران حکومت آخوندی بسوی مردم در گرگان
فارس نیوز: 3 مجروع حاصل درگيري عاملان ساخت و ساز غيرمجاز با نيروي انتظامي خبرگزاري فارس: دادستاني شهرستان گرگان از وقوع درگيري ميان عوامل انتظامي و عاملان ساخت و ساز غيرمجاز در بلوار صياد شيرازي گرگان و مجروع شدن سه نفر در اين درگيري خبر داد. ... متن کامل

[31 مرداد]: فرمودن مسجد جای گوزیدن نیست! غافل از اینکه 30 سال است دارند در مساجد می‌رینند
آفتاب: علی لاریجانی تصریح کرد: اداره جهان با حرفهای سست و حقیر امکان‌پذیر نیست مسجد توپخانه و جولانگاه احزاب نیست کارکرد مساجد کارکرد حزب نیست بلکه مسجد تراز رهبری فکری جامعه به شمار می‌رود. آفتاب: رئیس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر پرهیز از کشاندن ... متن کامل

[31 مرداد]: سازمان ملي جوانان : 48 درصد جوانان کشور عضو نيروي مقاومت بسيج هستند!
خُسن آقا: دورغ که خناق نیست! درضمن دروغ هرچه بزرگتر بهتر!
پیک ایران: برنا : هم اكنون، 48 درصد جوانان عضو بسيج، 4/45 درصد باشگاه هاي ورزشي و تفريحي، 32 درصد شوراهاي دانش آموزي، 4/30 كانون هاي فرهنگي و هنري مساجد و 12 درصد عضو سازمان ها و انجمن هاي غيردولتي ... متن کامل

[31 مرداد]: افشای نقش سپاه در انتخاب احمدی نژاد: نظامیان برای انتخابات بعدی توجیه شدند
روز: روزنامه کيهان در سرمقاله خود صراحتا دخالت بسيج در انتخابات گذشته رياست جمهوري و نقش آن در به قدرت ‏رسيدن محمود احمدي نژاد را تائيد کرد و وعده دخالت بيشتر اين نيروي شبه نظامي در انتخابات آينده رياست ‏جمهوري را داد. همزمان، رئيس اداره ... متن کامل

[31 مرداد]: علی آبادی(سنگ پای قزوین): در المپیک ناکام نبودیم
سرمایه :محمد علی آبادی در حاشیه افتتاح نخستین همایش باشگاه های تهران گفته است: «کاروان ایران در بازی های المپیک ناکام نبوده، واقعیت این است که در ایران ظرف و مظروف برابر هم نیستند. انبوه جمعیت با میزان نیاز ورزشی که داریم سازگار نیست و حضوردر سه رشته ... متن کامل

[31 مرداد]: جنجال مشایی و سفر آقا هوشنگ!
شهاب‌نیوز ـ روزنامه رسالت در سرمقاله امروز پنج‌شنبه خود که به قلم امیر محبیان نگاشته شده است، برای نخستین‌بار اعلام کرد که در برخی محافل گفته می‌شود اظهارات اخیر اسفندیار رحیم مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل ناشی از سفر اخیر هوشنگ امیر احمدی ... متن کامل

[31 مرداد]: وبا به تهران هم آمد
عصرایران: رمضان خاني در عين حال سلامت آب رودخانه ها را که در شهرهاي اطراف تهران به عنوان منابع آب شرب استفاده مي شوند، به طور کامل تاييد نکرد و گفت: تعدادي از روستاهاي اطراف تهران نيز تحت کنترل "آبفا" ي روستاها نيستند. ایلنا: معاون بهداشتي دانشگاه علوم ... متن کامل

[31 مرداد]: بازسازي يك‌ساله گنبد حرم كاظمين با 11هزار خشت طلا
بیش از نیمی از ملت ایران در فقر بسر می‌برند آخوند حرامی با خشت طلا گنبد یک عرب را بازسازی می‌کنند.
بازتاب: بر اساس قرارداد امضاشده بين توليت حرمين شريفين کاظمين و ستاد بازسازي عتبات عاليات خراسان رضوي، مقرر شده است گنبد حـــرم ملکوتي امام کاظم نيز ... متن کامل

[30 مرداد]: عربستان هویتزرهای چینی خریداری می کند
خبرگزاری روسیه : مسکو، 30 مرداد، خبرگزاری «ریا نووستی»/ عربستان سعودی قراردادی را با چین برای تحویل 54 دستگاه توپ سیار PLZ-45 کالیبر 155 میلیمتری منعقد نموده است. به گزارش «ریا نووستی» از Strategy Page در کنار توپهای یاد شده دو لشکر توپخانه نیروی زمینی ... متن کامل

بایگانی اخبار

تیتر 100 خبر اخیر


سایت‌های خبری



من یک وبلاگ نویس ملحد ام و به الحاد خود افتخار می‌کنم

August 20, 2008

دموکراسی دینی، حیطه خصوصی و آش شله قلمکار!

آقای نیک آهنگ کوثر و حقیر بر سر یک مساله بسیار مهم اختلاف عقیده داریم، چند بار در وبلاگ ایشان این مساله را گوشزد کرده‌ام و توضیح داده‌ام ولی گویا ایشان و همچنین عده دیگری از وبلاگ نویسان که بعضی شان جایگاه بسی بالاتر از بنده حقیر در محیط وبلاگ ها و اینترنت دارند در اشتباه بزرگی هستند و همگی گمانشان بر این است که وبلاگ حیطه شخصی ایشان است و در نتیجه آزادند هر چیزی که خواستند مطرح کنند و اگر کسی هم گریبانشان را گرفت، داد و فریاد بر می‌آورند که وبلاگ یک حیطه خصوصی شخصی است، در نتیجه می‌توانند هر جور دلشان خواست بنویسند و هر چیزی را بدون پاسخگو بودن مطرح کنند!

آقای نیک آهنگ در پاسخ به این سوال من:
از شوخی که بگذریم! یک نکته اساسی از نظر مبارک شما که این همه تیزبین هم هستید دور مانده است، که بد نمی دانم به آن اشاره کوچکی بکنم.
دوست عزیز شما به عنوان یک روزنامه نگار به خوبی می دانید و آگاه هستید که اعتقادات وقتی در حیطه خصوصی باشد، یقینا که حق شما و من و همه هست که هر اعتقادی می خواهیم داشته باشیم، ولی همین که این اعتقادات به حیطه عمومی (مثلا وبلاگ شما یا من) کشیده شد، دیگر این یک مساله شخصی و خصوصی نیست و می توان با شدیدترین انتقادات با آن برخورد کرد.
وقتی که شما بصورت رسمی و علنی ترویج مهدویت می‌کنید، یقینا این حق را به من می دهد تا با این ایده‌ها برخورد کنم و هر نوع انتقادی را که لازم بدانم بر آن جاری کنم. مشکل اساسی امروز ما با اسلام این است که اسلام را سیاسی کرده‌اند و آنرا به عنوان ابزاری برای کسب قدرت استفاده می‌کنند.
اگر برخلاف این عقیده فکر کنید! یقینا دروس روزنامه نگاری را با دقت کافی نخوانده‌اید که امیدوارم این چنین نباشد. لینک پیام

ایشان در پاسخ سوال‌های بنده در بالا زحمت کشیده‌اند و این پاسخ را داده‌اند:
از منظر دیگه، وبلاگ، نوستن در باب مسائلی هست که نویسنده دوست دارد به عنوان یادداشتهای روزانه بنویسد، و صرفا تبلیغ نیست، و میتواند نگاه و هویت او را برساند. هر وقت هم که تولد قمری اوست، دوست دارد آنرا ذکر کند! اما تبليغ گمانم برای خودش تعریفی دارد. من نه مبلغ مهدویت هستم، و نه با مبلغانش موافقم. وبلاگ نویسي، در قالب و فرم وبلاگنویسي، روزنامهنگاری نیست! خسنآقاجون، وقتی می کواهی گیر بدهي، فرق اين دو تا يادت میرود!!! منبع: همان جا


حالا صحبت من با آقای نیک آهنگ و شاید دیگران
اومدی و نسازی ها! پس از قرار معلوم وبلاگ رئیس جمهور هم یک سایت (وبلاگ) شخصی است و هر غلطی دلش خواست می تواند در آن بکند!؟ وبلاگ احتمالی سید علی چطور! آن هم شخصی است!؟ راستی فرق بین شخصی و غیر شخصی، حیطه عمومی و حیطه خصوصی را می توانی برایم توضیح بدهی!؟
اول از همه دوست عزیز با کشف وبلاگ نویسی بوسیله پدر(!!) وبلاگ نویسی ایران! تعاریف هم دچار تغییر و تحول شده‌اند، در ضمن وبلاگ نویسی هم با دفتر خاطرات که من و شما در دوران بچگی می‌نوشتیم و آنرا زیر متکای خود قایم می‌کردید فرق بسیار دارد!
عزیز دل هر وقت یک محیط بسته بر روی اینترنت برپا کردی و در آنرا قفل کردی که دیگران نتوانند وارد آن شوند، آنوقت می‌توانی آنرا حیطه خصوصی و شخصی خود بنامی و تا زمانی که این وبلاگ به قول شما شخصی، دسترسی‌اش برای همه باز و آزاد باشد، دیگر حیطه شخصی و خصوصی من و شما نیست. فکرش را بکن یک وبلاگ به قول شما شخصی، خصوصی، چه بد آموزی‌هایی می‌توانند برای فرزندان من و شما و جامعه داشته باشد! آیا هنوز هم این وبلاگ‌ها شخصی هستند!؟ قربانت گردم تا زمانی که من و شما با نوشته‌های خود افکار عمومی را (((تحت تاثیر))) قرار می‌دهیم، در حیطه عمومی قرار داریم و هر وقت در ِ وبلاگ یا سایت خود را (((چفت و بست وقفل))) زدیم در آن صورت می‌توانیم مدعی شخصی و خصوصی بودن آنرا داشته باشیم.
ای کاش ما هم مثل ملل پیشرفته دنیا مجبور نبودیم همه چیز را از پایه دوباره برای خودمان تعریف کنیم! ایکاش می‌توانستیم از تجربیات دیگران برای پیشرفت خود سود ببریم و حداقل از تعاریفی که در جوامع پیشرفته پس از سالها کوشش و تلاش بدست آمده، مفت و مجانی سود ببریم، ولی گویا فعلا ما همه چیز را می‌خواهیم وطنی کنیم و همه چیز را باب سلیقه خود تعریف کنیم. دموکراسی را دینی می‌خواهیم، حقوق بشر را اسلامی کرده‌ایم، پیتزا را هم با قرمه سبزی درست می‌کنیم! خلاصه همه چیز را می‌خواهیم وطنی کنیم آن هم وطنی که دیگر حتی در و پیکر هم ندارد، چه رسد به دموکراسی و الخ.

توضیح: اولین انتقاد من در پاسخ به این مطلب آقای نیک آهنگ کوثر نوشته شده، برای اینکه شبهه‌ای پیش نیاید، لینک مطلب را هم اینجا می‌گذارم تا دوستانی که می‌خواهند قضاوت کنند به اصل ماجرا دسترسی داشته باشند.

| 11:50 AM | نوشته خُسن آقا | (8) پیام |

August 19, 2008

ترکمان بگیرند این خدای شما را!

می گوییم به فرض که خدایی وجود داشته باشد! خدا پرستان نیازی به رابط ندارند! مگر آن خدایی که شما مدعی قدرت لایزالش هستید! تا این حد کوته فکر و خرفت بوده که نتوانسته دینی بیاورد که بندگانش آنرا درک کنند و نیازی به مترجم و مفسر نداشته باشند!؟ می‌گویند خیر! امامان و این قوم عمامه به سر برای این بوجود آمده‌اند که قرار است دین را متحول کنند و با زمان تطبیق بدهند! می‌گوییم خوب جانشان در برود چرا بعد از 1400 سال هنوز تحولی انجام نگرفته و هنوز مثل دوران بربریت هنوز گردن می‌زنند و دست می‌برند و چشم در می‌آورند!؟ اگر یک الاغ کمر به متحول کردن این دین ترکمانی شما بسته بود، یقینا بعد از 30 یا 40 یا حداکثر 100 سال آنرا متحول کرده بود، در عوض این علمای مفت خور ریز و درشت که ماشاالله ماشاالله بجز گردن کلفت کردن و مفت خوری هنر دیگری نداشته‌اند، روز به روز هم وضع این دین ترکمانی تان را خر تو خر تر کرده‌اند!
دیگربار استدلال می‌کنند که خدایشان انسان را اینجوری خلق کرده تا امتحانش کند! می‌گوییم، مگر خدا کرم داشته که به دست خودش بندگان بی عقل تولید کرده است، که بعد مجبور شود برای ایشان منجی و پیغمبر و امام و مفتی و ملا بفرستد!؟ باز مثل خر عصاری دور خودشان چرخ می‌خورند و دوباره بر می‌گردند روی استدلال اول و دوباره می‌گویند، خدا انسان را برای امتحان اینجوری خلق کرده. می‌گوییم خوب ترکمان بگیرند چنین خدایی را که چنین جانوران دو پایی آفریده که قادر نیستند کوچکترین مشکلات خود را خودشان حل کنند و حتی برای رفتن به بیت الخلا هم نیاز به دستورات خدا دارند، تازه آن هم بوسیله رابط، آن هم رابطینی که خودشان اندازه الاغ نمی‌فهمند.
خلاصه بگویم، مسلمانان در ترکمانی گیر کرده‌اند که بیرون آمدن از آن به این سادگی‌ها میسر نیست، مگر اینکه به زور چماق آنها را به راه راست هدایت کنیم.

پ.ن.:
نگوید که چرا به دین و ایمان دیگران توهین می‌کنی! اگر دین اسلام را ترکمان می‌نامم واقعیت است، مگر نیست!؟ وقتی پدیده‌ای ترکمانی شد، ترکمان خواندن آن پدیده توهین به آن پدیده نیست، این اصل واقعیت است.

| 12:53 AM | نوشته خُسن آقا | (3) پیام |

August 17, 2008

آب که از کله گذشت چه یک کله چه صد

ما ایرانی‌ها انسان‌های با هوشی هستیم، حالا چرا به این روز افتاده‌ایم برای من یک معما ست! ما برای هر چیزی، یک ضرب‌المثل داریم. کمتر ملتی از ادبیاتی چنین قوی برخوردار هستند. تیتر مطلب مدل شیرازی شده‌ی ضرب‌المثلی است که گمان می‌کنم اصل آن به این شکل باشد: "آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع، چه یک نی چه صد نی. (شیرازی‌ها به سر می‌گویند کله).
حالا برویم سر اصل مطلب.
چند روز پیش دانشگاه آکسفورد رسما با انتشار این بیانیه یکی از مهمترین وزرای دولت ایران را متهم به تقلب در مدرک دانشگاهی کرد. اگر چنین مساله‌ای حتی در کشورهایی مثل بورکینافاسو هم پیش آمده بود، یقینا وزیر مربوطه نه تنها از کار برکنار می‌شد که حتی او را برای حفظ آبروی حکومت مجازات می‌کردند. نه اینکه فکر کنید در دیگر حکومت‌ها تقلب نمی‌شود، چرا در هر حکومتی تقلب می‌کنند، اول اینکه تقلب‌ها به این اندازه و ابعاد نیست و دوم اینکه اصولا در اکثر حکومت‌ها دولت‌ها سعی می‌کنند تقلب‌ها و حقه بازی‌ها را به شکلی قابل قبول لاپوشانی کنند و اجازه نمی‌دهند این تقلب‌ها علنی شوند، چه این مساله رابطه مستقیم دارد به مشروعیت این حکومت‌ها. حجم تقلب و دزدی‌های رژیم ایران چنان زیاد شده که دیگر لاپوشانی ممکن نیست.
شاید بطور کلی حرف از تقلب و عواقب آن (از دست دادن مشروعیت) در مورد رژیمی مثل حکومت آخوندی اساسا بی مورد باشد، چونکه اصولا حکومت ایران برای افکار عمومی در ایران ارزشی قائل نیست و تنها با زور و ایجاد جو ترور تصمیم دارد به ادامه حکومت خود تداوم بخشد. ولی حداقل در روابط بین‌الملل این مشروعیت برای رژیم حائز اهمیت است، در غیر این صورت در مراوده‌ها و بده و بستان‌های بین‌المللی مسلما باید آوانتاژ های بیشتری بدهد.
مساله اساسی تر تنها این تقلب‌ها نیست، رژیم ایران این اواخر به قول معروف به سیم آخر زده و حتی سعی هم نمی‌کند این گونه مسائل را مخفی نگاه دارد. رژیم به خوبی می‌داند که دیگر دستش حتی برای اقشار پائینی جامعه هم رو شده و دیگر نیازی به مخفی کاری نمی‌بیند. در عوض جو ترور و فشار را بیشتر می‌کند و با این وسیله اوضاع را کنترل می‌کند. درگیری جناحی چنان شدید شده که اصولا جلوگیری از افشای مسائلی از این دست را غیر ممکن می‌کند. افشاگری‌هایی از نوع آن یکی که پالیزدار انجام داد نیز مثل این آخری از طرف جناح‌های درونی رژیم انجام شد. وقتی نیروهای درون حاکمیت که همگی به طریقی بر اطلاعاتی از این دست دسترسی دارند دست به افشا گری می‌کنند، دیگر جایی برای انکار و لاپوشانی باقی نمی‌ماند و رژیم نیز ناگزیر می‌شود که از کنار این مسائل به آسانی بگذرد، وگرنه در مدتی بسیار کوتاه همه نیروهای آن قلع و قم خواهند شد. من به شخصه بعید می‌دانم تقلب در مدرک سازی کردان هم عواقبی برای او در پی خواهد داشت، همان طور که برای مددی معاون دانشگاه زنجان پیامد چندانی نداشت و همچنین افشاگری پالیزدار هم همان گونه که دیدیم عواقبی برای هیچ کدام از گروه های متخاصم نداشت، گرچه پالیزدار را دستگیر کردن ولی یقین بدانید بعدا مدتی از یک جای دیگر سیستم سر بر خواهد آورد.

| 02:46 PM | نوشته خُسن آقا | (5) پیام |

August 14, 2008

دیگه توی این حکومت سگ هم صاحابشو نمی‌شناسه!

اگر مسائل ایران رو زیر زره‌بین داشته باشید، می‌بینید که این روزها در بین دولتمداران و حکومت چی‌های آخوندی، درگیری‌ها ساعتی شده و همه گروه‌ها دارند به طریقی خشتک گروه مقابل را می‌کنند. تازه معلوم هم نیست کی با کی است و چه کسی دشمن چه کسی است و چه گروه‌هایی قرار است از داخل این درگیری‌ها شکل بگیرد، به قول معروف سگ صاحابشو نمی‌شناسه. آدم متعجب می‌شود این دستگاه قدرت چگونه سرپا ایستاده. فقط کافی است به ده خبر کنار نگاه کنید، اکثر خبرها در همین رابطه است. جالب ترینشون سخنان فاطی رجبی همسر الهام است او نه زیر می‌گذارد و نه رو و در باره رحیم مشایی (پدر زن پسر احمدی نژاد) می‌گوید:
گفته‌های رحیم مشایی این نتیجه را به دست می‌دهد که او در قد و قواره دولت اصلاحات می‌باشد.

یادمان نرود که این فاطی خانم در حقیقت کشته مرده و عاشق سینه چاک احمدی نژاد است، نامه‌های عاشقانه او را در ستایش از احمدی نژاد را هنوز همه بخاطر دارند. حالا چه شده که با این شدت به پدر زن پسر احمدی نژاد چنین می‌تازد، بر من پوشیده است.
او نه تنها به رحیم مشایی فحش می‌دهد که با یک تیر دو هدف را نشانه می‌رود و بجای فحش خواهر مادر به رحیم مشایی دادن، او را اصلاح طلب خطاب می‌کند. به زبان ساده یعنی که در زبان فاطی رجبی اصلاح طلبی فحش خواهر مادر به حساب می‌آید. مشایی هم حملات را بی پاسخ نمی‌گذارد و یک ضرب در نامه‌ای می‌نویسد: برخورد واماندگان به‌نتیجه نمی‌رسد!

یک تیکه جالب دیگر توی خبرها هم حمله تمام عیار هاشمی به احمدی نژاد هست، او هم به سبک فاطی رجبی با یک تیر دو نشان را هدف قرار می‌دهد و هم توی تخم احمدی نژاد می‌زند و هم چشم و چار سید علی چلاق را نشانه می‌رود، جمله هاشمی را بخوانید:
مقام معظم رهبری در ابتدای فعالیت دولت نهم از ما خواستند مدتی با این دولت مدارا کنیم، ما هم در این سه ساله با قوه مجریه مدارا کردیم اما می‌توانیم بگوئیم این مدت تمام شده است.

هاشمی این حمله را در حقیقت به سید علی چلاق می‌کند و نه احمدی نژاد، به همین خاطر هم هست که در جمله‌اش اشاره می‌کند به رهبر و در حقیقت خود رهبر را مقصر نابسامانی‌ها می‌نامد. از اینها گذشته، همه می‌دانند که احمدی نژاد چاکر دست به سینه سید علی چلاق است و خودش هیچ تصمیمی را بدون تایید خامنه‌ای نمی‌گیرد و همان طور که همین چند روز پیش هم در مجلس گندش در آمد وقتی کردان و دو وزیر دیگر به دستور خامنه‌ای به مجلس معرفی شده‌اند.

خبر جالب دیگر اینکه هفته نامه همشهری جوان، که فرزند غلامعلی حداد عادل، سر دبیر آن است را می‌بندند. وقتی حداد عادل (پدر داماد آقا) و خاندانش را هدف قرار می‌دهند، یعنی که سید علی چلاق را دارند انگولک می‌کنند. جالب اینجاست که اینها همه به صورتی قوم و خویش هم هستند و هر کدام به طریقی با دیگری وابستگی خانوادگی دارند، همه این اراذل و اوباش حکومتی یک نوع هزار فامیل هستند .
تازه این هنوز اول کار است، هنوز ماه ها به انتخابات باقی است. با این شکلی که همه چیز دارد پیش می‌رود، یا گروهی تصمیم دارند کودتا کنند، یا اینکه وضع بزن بزن آقایان تا انتخابات دیگر چیزی از حکومت باقی نخواهد گذاشت. باور کنید هر حکومت دیگری با این همه نابسامانی صد بار کفن پوسانده بود، من مانده ام چرا این حکومت هنوز پابرجا است!

| 08:17 PM | نوشته خُسن آقا | (18) پیام |

August 13, 2008

باغ وحشی که ما ساختیم!

sagh_shir.jpg
داشتم این مطلب را می‌خواندم، (دروغ و راستش گردن سایت حزب توده!) با خودم گفتم خدا ذلیل کند این آمریکایی ها را که از هر چیزی که بگی اینها برای استقرار قدرت خود بر جهان استفاده می‌کنند! ذلیل مرده‌ها آمده‌اند از روی کله ستون‌های تخت جمشید و حیوانات عجیب و غریبی که در اینجا و آنجای تخت جمشید پیدا می‌شود، کپی برداشته‌اند و چیزی بنام سگشیر درست کرده‌اند! ذلیل شده‌ها حق کپی رایت را هم به ما نداده‌اند!
حالا ببین ما چقدر بدبخت شده‌ایم که بجای اینکه خودمان حیوانی با این مختصات بسازیم و دنیا را در کنترل خود در آوریم! گرفتار چه جانوران دو پایی شده‌ایم.
همین طوری که نا امیدانه داشتم به عکس نگاه می‌کردم، مثل اینکه نوری بر افکار من تابیده باشد، به این فکر فرو رفتم که وضع ما هم چنان که فکر می‌کنم بد نیست ها! اگر اینها یک جانور عجیب الخلقه درست کرده‌اند! تازه آن هم از خود ما کپی برداری کرده‌اند، در عوض ملت ایران در عرض کمتر از 30 سال موفق شده‌اند این همه جانورهای عجیب و غریب و درنده‌ای مثل "الاغ‌چموش یک دست"، "سگ هار ریش دار"، "شمپانزه سخنور"، "کوسه دو پا و دوزیستی" و خلاصه اگر فکرش را بکنید، ما موفق شده‌ایم در این مدت کمتر از 30 سال یک باغ وحش از حیوانات عجیب و غریب خلق کنیم. آقا علیرضا بگیر از این یک داستان خوب نه طنز گونه بساز که به گمانم بزرگترین اختراع دنیا را کشف کرده‌ایم ما ایرانی ها.

Continue reading "باغ وحشی که ما ساختیم!" »

| 07:16 PM | نوشته خُسن آقا | (6) پیام |

August 12, 2008

خانه از پای بست ویران است، خواجه در فکر نقش ایوان است

همین کم مانده بود که سایت بی‌بی‌سی هم وارد این بازی شود! داستان وزیر کشور با مدرک دکترای قلابی، چنان در بین اصولگرایان اختلاف انداخته که عاقبت آن می‌تواند از جنگ احتمالی آمریکا هم ویرانگر تر باشد.
از همه حساس‌تر این مساله است که خامنه‌ای خود کردان و دو وزیر دیگر را تائید کرده و به گونه‌ای با زور به خورد مجلس داده، غافل از اینکه جنگ قدرت چنان در بین حکومتیان رخنه کرده که هر کدامشان برای اینکه در پست وزارتی بنشینند حاضرند اگر لازم باشد، کل بنیان رژیم را از ریشه بیرون آورند. این مساله را به خوبی می‌توانید در سخنرانی روح الله حسینیان در جلسه رای اعتماد مجلس بخوانید.

اینکه کردان دکتر هست یا نیست اصلا مساله اصلی نیست، مساله اصلی قراردادن انسانهای دروغ گو دغل باز و دستمال بدست در اموری است که معمولا با دستمال یزدی قابل اداره کردن این امور میسر نیست. اگر خامنه‌ای در گماشتن این افراد با سابقه‌های مشکوک اصرار می‌ورزد، از این نظر است که بعدا راحت‌تر می تواند چنین افرادی را کنترل کند.
اینکه کردان مدرکش تقلبی هست یا نیست هم مساله جدیدی نیست، یک شبه آیت الله شدن سید علی چلاق و هاشمی رسمنجانی هم از همین نوع پدیده هاست. وقتی سید علی چلاق یک شبه برای اینکه بتواند بر اریکه قدرت حکومت آخوندی مسلط شود، خود ملاها دست به دست هم دادند و او را بدون هیچ خجالتی آیت الله کردند از همان ایام (20 سال پیش) پایه این گونه رفتار ریخته شد بلکه پیشتر. اگر حقیقت امر را بخواهیم پیگیری کنیم، آیت الله شدن خود خمینی هم با اما و اگر روبروست. روزی که حکومت شاه حکم اعدام خمینی را صادر کرد، عده‌ای از ملاها که خود را آیت الله می‌نامیدند دور هم جمع شدند و یک مدرک آیت اللهی برای خمینی دست و پا کردن تا از حکم اعدام او جلوگیری کنند. در دوران شاه حکم اعدام در مورد آیت الله ها اجرا نمی‌شد و به همین دلیل هم خمینی بجای اعدام رهسپار تبعید شد.
اگر آن روز حکومت شاه با این تقلب آشکار رویارویی می‌کرد و در مقابل این زورگویی ایستادگی از خود نشان می‌داد، شاید امروز نه حکومت خودش سرنگون شده بود و نه این نگون بختی حکومت آیت الله‌ها گریبان ملت ایران را گرفته بود.
از روز اول که جمهوری اسهالی مستقر شد و بر مخالفین خود یکی کی فائق آمد در بر همین پاشنه می‌چرخیده که تعظیم کردن و دستمال بدست بودن و دست بوسیدن جای شایسته سالاری را گرفته. تازه این مساله در رژیم قبلی هم تقریبا به همین شکل بود، گرچه آن زمان به این آشکاری نبود و تازه فقط هم در رده‌های بالا و شغل‌های حکومتی گسترش داشت. امروز اما برای شغل دربانی یک اداره هم باید دستمال یزدی به دست گرفت و به پابوس یک آیت الله یا یک آخوند دون پایه رفت تا راه به جایی برد.
حالا گیرم که کردان را از دستگاه حکومتی کنار گذاشتند، ملت بیچاره با موج بسیجیان و حزب الله هی هایی که بدون داشتن شایستگی وارد دانشگاه‌ها شده‌اند و بدون اینکه درس خواند باشند یکی یکی مدرک دکترا و مهندسی می‌گیرند چکار می‌خواهند بکنند!؟

پ.ن.:
این مطلب رو هم حتما بخونید ببینید چگونه کردان را دست انداخته این وبلاگ نویس.

| 12:59 PM | نوشته خُسن آقا | (8) پیام |